با فرزندتان در باره مواد مخدر حرف بزنید (۱)

دیر یا زود کودک یا نوجوان با مواد مخدر قانونی و غیر قانونی تماس پیدا می کنند .برای بسیاری از والدین صحبت کردن با فرزندشان در مورد این موضوع آسان نیست ، خصوصاً اگر بخواهند که فرزندشان را از استفاده از مواد مخدر محافظت کنند .

هدف این مقاله آشنا کردن  والدین با چگونگی شروع گفتگو و روشهای منطقی بحث در مورد مواد مخدر و اعتیاد با فرزندشان می باشد.

مقدمه :

دیر یا زود کودک یا نوجوان با مواد مخدر قانونی یا غیر قانونی تماس پیدا می کنند ، آنها می بینند  که در خانواده ، بین دوستان  وآشنایان وحتی در جامعه عده ای مواد مخدر قانونی  مثل سیگار  قرصهای ضد درد و دارو های آرام بخش استفاده می کنند . آنها مشاهده می کنند که بعضی از هم شاگردی ها خیلی زود شروع به کشیدن سیگار می کنند وبعضی دیگر به دلایلی مواد انرژی زا یا بیدار کننده و محرک استفاده می کنند ، و عده ای هم واقعاً در استفاده از این مواد چنان زیاده روی کرده اند که مشکل دار شده اند .

پدران ومادران که شاهد رشد  فرزندشان هستند ومتوجه می شوند که او ممکن است تحت تاثیر عوامل محیطی قرار گیرد ، مایلند که او را از  خطر نابود کننده مواد مخدر محافظت کنند.

 این والدین سئوال می کنند :

0- چه می توانیم بکنیم قبل از اینکه فرزندمان مواد مخدر استفاد کند؟

0-  چه خطرناک است ؟

0- چه باید بکنیم، اگر فرزندمان مواد مخدر استفاده کرد؟

آنچه  که در قسمتهای دیگر این مقاله خواهد آمد . عبارتند از  محافظت در مقابل اعتیاد ، دلایل اعتیاد،

و مبارزه با اعتیاد .  

درباره مواد مخدر حرف بزنیم ! 

ضرب المثلی آلمانی  می گوید: " سخن گفتن نقره وسکوت طلا است ." ممکن است این مثال خیلی از موارد صدق کند ولی در مورد مواد مخدر صدق نمی کند ، زیرا اولین کمک حرف زدن در باره مواد مخدر است .البته ما واقفیم که شروع گفتگودر مورد این موضوع بسیار مشکل است .

والدینی که بفکر سلامتی فرزندشان هستند از این گفتگو انتظار زیادی دارند ، زیرا آنها امیدوارند که اخطار ها ، پیشنهادات ،راهنمائی ها و ممنوعیت آنها مورد توجه قرار گیرد . البته والدین می دانند که توجه به این راهنمائی ها  بستگی به مسائل متفاوتی دارد و به همین دلیل آنها مطمئن نیستند ، که آیا اصلاً گفتگو را شروع کنند؟  نگرانی آنها اینستکه شاید اطلاعات آنها برای این گفتگو کافی نباشد .(البته کتابهای زیادی در مورد مواد مخدر وجود دارد که والدین با مطالعه آنها می توانند آگاهی خود را بالا ببرند.) اما باید یادآور شوم که در این گفتگو ها تنها آگاهی والدین اهمیت ندارد بلکه شرایط گفتگو هم مهم می باشد و اینکه آیا فرزندشان آمادگی صحبت کردن ،گوش کردن و فهمیدن را دارد

انگیزه و انتظارات را بیابید

در مرکز گفتگو باید علاوه بر اطلاعات در باره مواد مخدر انگیزه و انتظارات ناشی از استفاده از مواد مخدر هم مد نظر باشد .

مهمترین سئوال برای مثال این است :

 در مورد مواد مخدر چه می دانی ودراین مورد چگونه فکر می کنی ؟

چه تجربه ای در این مورد داری ؟

چه احساسی در این مورد داری؟

آیا فکر می کنی برای تو این یک ریسک هست؟

چگونه  می فهمی که تو احتمالاً مشکلی داری؟

مسلماً میزان پاسخ گوئی صحیح به این سئوالات بستگی به شرایط گفتگو در خانواده ،

 یعنی وا بستگی کامل به روابط والدین و فرزندان دارد. در این گفتگو فرزند باید احساس اعتماد کند و بداند که بعلت علاقه و محبتی که والدین به اودارند او می تواند بدون رو در بایسی نظرش واحساسش را بیان کند . اگر شما گفتگو را وقتی آغاز کنید ،که مشکل قبلاً بوجود آمده، نباید زیاد انتظار داشته باشید. در این صورت صحبت در مورد مواد مخدر به یک بن بست می انجامد ، خصوصا اگر والدین هدفشان از شروع گفتگو اثبات دلایل خودشان باشد .

 از شانس در ایجاد تفاهم استفاده کنید.   

 در گفتگو سعی کنید به سخنان فرزندتان گوش کنید تا از دید او هم مطلع شوید .ولی این به معنی پذیرش نظر او نیست . بر عکس شما باید روی نظر خودتا ن بمانید و نگرانی و ترس خودتان را از شرایط بوجود آمده نشان دهید ، این حالت بهتر از هزاران دلیل و برهان است .

والدین باید فکر کنند که گفتگو در مورد اعتیاد و مواد مخدر یک شانسی است برای نزدیک شدن و فهمیدن فرزندشان ، البته این گفتگو نباید مجبوری باشد . 

 هفت روش طلائی  

1-  شرایط مناسبی برای گفتگو فراهم کنید.

سئوالاتی ر ا که دارید ، هرگز بدون برنامه مطرح نکنید ، برای چنین سئوالات باید شما وقت بگذارید و وقتی آنرا مطرح کنید که همه راحت نشسته اند و امکان صحبت کردن وجود دارد .سعی کنید  به نحوی بنشینید که فرزندتان احساس نکند دارد باز جوئی می شود ، خصوصاً اگر پدر و مادر با هم هستند ، بهتر است که هر دو یک طرف جای نگیرند .مثلاً یکی می تواند کنار فرزند تان بنشیند و دیگری طرف دیگر به نحوی که او احساس تنگنا نکند . 

2- نگرانی خودتان را واضح به زبان بیاورید.

در مورد نگرانی های خود بدون کنایه زدن صحبت کنید و اینکه به فکر سلامتی و خوشبختی او هستید. در صحبتها باید سعی کنید که او را متهم نکنید ، از احتمالات سخن نگویید . خلاصه کاری نکنید که فرزندتان مجبور به دروغ گفتن شود ، یا حالت دفاعی بگیرد . در این صورت جهت صحبت تغییر می کند و بی نتیجه خواهد بود .

3- شرایط را روشن کنید ، بدون اینکه فرزندتان را مجبور به اعتراف کنید.

 به جوابهای سطحی فرزندتان در مقابل سئوالات خود رضایت ندهید . بصورت منطقی انتظار جواب کامل را داشته باشید ، ولی کاری نکنید که فرزندتان تصور کند که شما می خواهید او را مجبور به اعتراف کنید . این اعتراف نتیجه مثبتی برای ادامه گفتگوی شما ندارد.

 4- اجازه ندهید که فرزندتان شما را عصبانی کند.

جوانان خیلی راحت می توانند دیگران را عصبانی کنند خصوصاً والدینشان  را ،بنابراین اجازه ندهید که شما را عصبانی کنند . خصوصا با موضوعی مثل مواد مخدر شما باید حواصتان کاملاً جمع باشد ، زیرا هدف شما دعوا کردن با فرزندتان نیست ،بلکه هدف این است که شما با گفتگو  روش بهتری برای زندگی با هم بیابید .

5- اگر خودتان نقطه ضعفی در قبال موادمخدر دارید صادقانه در مورد آن حرف بزنید.

اگر شما در مورد این مسئله صحبت نکنید حتماً فرزندتان آنرا مطرح خواهد کرد .

6- اطلاعاتی را که دارید مطرح کنید البته بدون اینکه ادای متخصصین را در آورید .

داشتن اطلاعات  در باره مواد مخدر وچگونگی اثرات این مواد وخصوصاً در مورد میزان ریسک در استفاده از  مواد مخدر خیلی مهم می باشد . بدین ترتیب می توانید اطلاعات مهمی را به فرزندتان بدهید وضمناً گفتگو را منطقی ادامه دهید . تبادل نظر و گفتگو در مورد مواد مخدر ممکن است اطلاعات دو طرف را بالا ببرد ،ولی شما باید بدانید که شما تنها یا با یکدیگر نمی توانید مشکل اعتیاد را حل کنید، زیرا تمام مواد مخدر ها خطرناک هستند وهیچ فایده ندارد که در مورد اینکه کدام خطرناک تر و بدتر هستند با هم بحث کنید . 

7- با فرزندتان یک هدف را انتخاب کنید و در آن جهت  پیش بروید.

تصور نکنید که با یک بار صحبت و گفتگو شما راه حلی برای مشکل اعتیاد و مواد مخدر پیدا خواهید کرد . بنابراین سعی کنید بمرور زمان هدف را دنبال کنید ، این قدم بزرگی است  که شما نظرتان را واضح در مورد مواد مخدر به زبان بیاورید . سعی کنید در هر فرصتی با فرزندتان در این مورد صحبت کنید و اگر فرزندتان مایل باشد که اطلاعات بیشتری داشته باشد ،می توانید از مرا کز مشاوره اعتیاد هم  کمک بگیرید .

                                                                  کانابیس             

پیمان ، من نگران تو هستم

گزارش ذ یل نمائی از گفتگوی یک مادر با پسرش  در مورد مواد مخدر است .در این گفتگو متوجه می شوید ، دلایلی که از طرف نو جوانان در این مورد  می آید خیلی به هم شباهت دارند . ولی ضمنا ً نشان می دهد که رعایت 7 روش طلائی تا چه حد به ادامه ارتباط  و گفتگو کمک می کند .

خانم (م) با نگرانی می بیند که چگونه پسرش پیمان بیشتر وقتش را با دوستانش می گذراند که سیگاری هستند وحشیش می کشند . او مایل است  که در این مورد با پیمان حرف بزند ، خانم (م) نمی خواهد که صحبتش حالت تهاجمی  داشته باشد ، ولی او مایل است بداند که نگرانیش بجاست یا نه و ضمناً نمی خواهد که پسرش با قولهای دروغی یا طفره رفتن از پاسخ دادن فرار کند .  

مادر : پیمان ، من می خواهم با تو حرف بزنم  .

پیمان : خوب ، در چه مورد .

مادر:

 ( با خودش فکر می کند) "من باید قبل از همه در مورد نگرانی های خودم حرف بزنم و مراقب باشم که او را از اول متهم نکنم که مثلاً  خودش هم حشیش می کشد ."

پیمان من تازگی خیلی نگرا ن تو هستم ، تو خیلی با احمد و شهاب  هستی و تا آنجا که من می دانم  هر دو حشیش می کشند .

 پیمان:

 ( با خودش فکر می کند )بله درسته ولی آنها هیچ مشکلی ندارند . او حتماً می خواهد بداند که من هم  حشیش می کشم، و اگر من بگویم بله ، صد در صد هزار تا دلیل در مورد این مسئله می آورد . پس بهتره که بگویم من فقط یک بار امتحان کردم .

مادر: در این دو نفر چه می بینی ؟

 پیمان:

 (  با خودش فکر می کند )آهان، مامان نمی خواهد بداند که آیا من حش کشیدم یا نه ."

آخ مامان آنها دوستان خیلی خوبی هستند  ،و من می توانم با آنها خیلی بهتر از دیگران دوستانه حرف بزنم.

مادر :

(  با خودش فکر می کند ) اگر من الان به دوستانش بی احترامی کنم ،حتماً وابستگی او بیشتر می شود ،واگر  رفت و آمدش را با آنها ممنوع کنم  فایده ای نخواهد داشت ، بهترین کار این است که بفهمم ،چرا او اینقدر به این دو نفروابسته است ؟ و حشیش در این رابطه چه نقشی دارد ؟ 

"فکر نمی کنی که دلیل سر حال بودن آنها بخاطر کشیدن حشیش باشد ؟"

پیمان :

(با خودش فکر می کند ) بله، حتماً سر حالی آنها هم اثرات حشیش است .!

نخیر! من تصورش را هم نمی کنم ، فقط آنها همه چیز را بهتر می بینند وضمناً سلیقه ما در مورد موزیک و خیلی از مسائل دیگر مشابه است . تازه وقتی در خانه و مدرسه مشکل دارند زیاد در بارش فکر نمی کنند و خودشان را ناراحت نمی کنند .

مادر:

بنابراین بنظر تو کشیدن حشیش اثری در رفتار آنها ندارد.

پیمان:

آخ ،  مامان در هر صورت شما من را نمی فهمی!

مادر:

بله ، تو حق داری، برای همین است که دارم ازت سئوال می کنم ، که آیا کشیدن حشیش رفتار آدم را تغییر می دهد؟

پیمان :

 بله ، مسلماً اگر دائمی باشد حتماً رفتار آدم را تغییر می دهد ،ولی آنها که هر روز نمی کشند .

مادر: 

(با خودش فکر می کند ) باید دقت کنم که با او علیه این مورد بحث نکنم ، بلکه از خودم حرف بزنم .

من فکر می کنم ، آدم اصلاً باورش نمی شود، که تا چه حدی مواد مخدر رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می دهد . تصورش را بکن که من مرتب نوشابه الکلی بنوشم ، مسلم است که بمرور زمان الکلی می شوم بدون اینکه آگاهانه در موردش فکر کنم و حتماً تصور  خواهم کرد که هر وقت بخواهم می توانم دیگر از نوشیدن الکل دست بر دارم .

پیمان:

آخ ، آدم که از حشیش کشیدن  معتاد نمی شود  . من تعداد  زیادی را می شناسم که حش می کشند ، تصور می کنی که همه آنها معتادند ؟

مادر:

تازگی مطلبی در مورد یک مرکز مشاوره اعتیاد خواندم ، که گزارش آنها فقط مختص به معتادین به حشیش بود . یک معتاد از خودش می گفت ، که دیگر نمی توانسته زندگیش را اداره کند ولی با اینهمه قادر نبوده از کشیدن حشیش دست بر دارد .

پیمان :

نه ، من باورم نمی شود ،زیرا الکل خیلی بدتر از حشیش است .

مادر :

من نمی توانم بگویم که کدام یک از مواد مخدر کمتر و کدام یکی بیشتر خطرناک هستند . ولی مطلب اصلی اینستکه تمام  مخدر ها خطر ناک هستند  ،خصوصاً اگر شخص آنها را دائم و به مقدار زیاد  مصرف کند .

پیمان :

بله حتماً ، اما آدم می تواند مواظب باشد که این اتفاق نیفتد .

مادر :

خوب ، تو چگونه مواظب خودت هستی .

پیمان :

من سعی می کنم ومواظب هستم ،که فقط آخر هفته ها بکشم و تازه آنقدر که کمی سر حال بیایم .

مادر:

ولی من فکر می کنم مواظب بودن به هنگامی که آدم مشکل دارد خیلی سخته! بنابراین احتمال اینکه  شخص به سوی اعتیاد کشیده شود زیاد است . بهمین دلیل من می ترسم که این اتفاق برای تو هم بیافتد ، چون تو بندرت  در مورد مشکلاتت با من حرف می زنی  ،راستی!وقتی تو  مشکل داری  با چه کسی حرف می زنی؟

پیمان : من معمولا با شهاب می توانم خوب حرف بزنم.........

مادر : آنوقت آرام می شوی ؟

پیمان : بعضی وقتها خیلی اثر دارد .

مادر : اگر بعضی وقتها حرف زدن با شهاب کمکت نکرد  ،امیدوارم که پیش من بیایی . تازه اگر پیش من هم نخواستی بیایی و با دوستانت هم نمی خواهی  حرف بزنی ،می توانی نزد یک مشاور بروی آنها در این  کار تجربه دارند و بی طرفانه می توانند تو را راهنمائی کنند .

پیمان (فکر می کند)  دیگه برای امروز کافی است !

باشه در باره این پیشنهاد فکر می کنم ،حالا باید بروم (خداحافظ)

مادر: (فکر می کند) حداقل شروعی برای ادامه صحبت بوجود آمد ه.

یکدقیقه صبر کن ! امیدوارم که حالا تو متوجه نگرانی من شده باشی ، وبتوانیم بعداً به گفتگوی خودمان ادامه دهیم .

پیمان :

باشه .