زنان امروز و بار داری
چرا تشکیل خانواده برای گروهی از زنان دیگر چیز مسلمی نیست
به تازگی دوستی را ملاقات کردم که برای اولین بار بار دار شده بود من با شنیدن این مطلب خیلی خوشحال شدم چون او چند سالی بود که ازدواج کرده بود بنابراین با خوشحالی به او تبریک گفتم ، ولی با کمال تعجب اشکی در چشمان او دیدم و او در پاسخ من گفت : " اصلاً به برنامه من نمی خورد " .بعداً هم توضیح داد که چه برنامه هایی داشته و این حاملگی همه برنامه های او را بهم زده است. بهمین علت بود که سعی کردم مطلبی در این زمینه بنویسم .
راستی چرا تشکیل خانواده برای بسیاری از زنان دیگر چیز مسلمی نیست ؟ بنا به نظر یکی از روانشناسان : یکی از دلایل آن تمایل به کمال گرایی است ، اگر کمی دقت کنید متوجه می شوید که اکثر فرزندان طبقه متوسط جامعه در کلاسهای متفاوت آموزشی شرکت می کنند ، بازار کلاسهای کمک آموزشی غوغاست و وقتی با مادران آنها صحبت می شود که آیا برای فرزند شما سخت نیست ؟ آنها خیلی با خونسردی جواب می دهند : "فرزند من انگلیسی را تفریحی می آموزد." یا می گویند : "من مثل سایر مادران سختگیر نیستم." که البته در بر خورد اول این پاسخ بسیار پسندیده ایست و نشان می دهد که او چه مادر خونسردی است ولی در نگاهی عمیق تر معلوم می شود که این خونسردی ظاهری در حقیقت نشانه Perfektionismusیا کمال گرایی واقعی است . در واقع اسرارمادران بر آن است که نشان دهند فشاری وجود ندارد !
راستی چرا خانمها اینطور خودشان را تحت فشار قرار می دهند ؟ بسیاری از مادران مدرن فکر می کنند بقول معروف " کسی که در جنگل فریاد بزند کسی صدایش را نمی شنود ." بهیمن دلیل سعی می کنند با خونسردی ظاهری برنامه های کمک آموزشی فرزندشان را سازمان دهند و فکر می کنند به این ترتیب آنها فرزندان آرام و خونسردی تربیت خواهند کرد ، فرزندی که هرگز هنگام خرید از فروشگاه برای اینکه چیزی که می خواسته براش نخریدی خودش را وسط فروشگاه روی زمین پرتاب نمی کند و هرگز بلند گریه نمی کند . مسلم است که این یک تفکر کاملاً غلطی است ، ولی اکثر مادران امروزی آنرا باور دارند ، که با رفتار ظاهراً خونسردانه می توانند کودکانی به میل خود و جامعه تربیت کنند. فرزندانی که نباید در راه پله های خانه و سوپر مارکت داد بزنند و گریه کنند و آنقدر خوبند که تا فرصت می کنند به میل خودشان و بدون فشار پیانو می زنند و گیتار تمرین می کنند .
سئوال اینستکه، چرا اکثر خانمهای تحصیل کرده طبقه متوسط مایل نیستند بچه دار شوند؟ جواب اینستکه ، آنچه که تاکنون گفتیم روی شانه های آنان مثل یک بار سنگینی می کند. بنظر آنها تربیت فرزند باید پرفکت باشد ولی تا جای ممکن بدون فشار و با خونسردی ، که البته همین خونسردی ظاهری مادران را تحت فشار زیاد تری قرار می دهد ، آنها سعی می کنند احساس عدم ایمنی و نگرانی خودشان را مخفی کنند و این موضوع خیلی مشکل تر بنظر می آید خصوصاً قبل ازاینکه بچه دار شوند .
آمار در کشور های اروپایی نشان می دهد که در جوامع مدرن 87 در صد زنان قبل از بچه دار شدن طرفدار تساوی حقوق در زندگی زناشویی هستند ولی بعد از بچه دار شدن این آمار به 67 در صد می رسد . واقعاً دلیل این تغییر ناگهانی نظریه چیست ؟ پشت این تغییر نظریه این تفکر وجود دارد که مسئله بچه داری وقتی درست پیش می رود که خود مادر مسئول باشد ، زیرا بسیاری از زنان کمال گرا حتی به شوهرانشان هم دراین مورد اطمینان نمی کنند ، و معمولاً می گویند : "شوهر من نمی تواند درست لباس تن بچه بکند." ومتاسفانه این جمله ای نیست که آدم بندرت بشنود. بهمین دلیل است که زنان طبقه متوسط آنقدر خودشان را تحت فشار می گذارند که اکثر آنها بچه دار شدن را چیز مسلمی نمی دانند ، بیشتر زنانی که تحصیلات بالایی دارند و مشاغلی با مسئولیت زیاد میل به مادر شدن را از دست داده اند .
برای مثال می توانیم مادران شاغلی را مشاهده کنیم که مایلند شغل و بچه داری را هماهنگ کنند ، آنها زندگی خودشان را چنان برنامه ریزی می کنند که انگار اصلاً بچه ای وجود ندارد . تعدادی از آنها حتی هنگامی که می خواهند فرزندشان را از مهد کودک بر دارند می گویند: " من قراری دارم که باید سر وقت آنجا باشم ." همه این رفتارها و گفتارها نشانه آنستکه دیگر برای زنان مدرن امروز مادر شدن یک امر مسلم نیست آنهایی هم که مادر شده اند با فرزندشان طوری رفتار می کنند که انگار که مادر بزرگ آنها هستند ، به این معنی که آنها از بچه ها مراقبت می کنند، برایشان غذا می پزند همانطور که مادر بزرگها برای نوه ها می کنند ، زیرا آنها از اینکه وظایف مادری خود را درست انجام ندهند ترس دارند ،واز طرف دیگر نگران هستند که موقعیت خودشان را بعنوان یک زن شاغل از دست بدهند .
بطور خلاصه می توان گفت که دلیل اصلی بچه دار نشدن اکثر زنان مدرن اینستکه آنها احساس می کنند که قادر نیستند وظایف یک مادر را بدرستی و پرفکت انجام دهند وضمناً نگرانند که جایگاه شغلی خودشان را از دست بدهند و نکته بعدی تاثیر تبلیغات مد و زیبایی است ، خصوصاً نشان دادن فرم زن ایده آل در تبلیغات مد لباس است ، با اینکه در کشور ما بطور مستقیم چنین تبلیغاتی وجود ندارد ولی خواهی نخواهی به زنان جوان این ایده آل زیبایی به عناوین مختلف و از راههای غیر رسمی تلقین می شود . متاسفانه بسیاری از زنان جوان خودشان را با این ایده آل ها مقایسه می کنند و همین عدم اعتماد آنها را بالا می برد . البته به تازگی بسیاری از شرکتهای تبلیغاتی سعی می کنند در نمایش و ارائه کالا ها از مدلهایی استفاده کنند که سایز کاملاً طبیعی دارند، ولی باز هم باعث تاسف است که کشور ما بعلت عدم کنترل در زمینه تبلیغات ماهواره ای آنچه که درست است را نمی تواند به بیننده برساند .
همینطور در مورد مادران هم باید امکاناتی وجود داشته باشد که زنان تحصیل کرده و شاغل خودشان را از بند تصویر مادر پرفکت آزاد کنند . پیغام باید این باشد که " تو می توانی بعنوان یک مادر عصبانی باشی و گاه گاه اجازه داری یک داد بزنی و مجبور نیستی برای حفظ ظاهر همه ناراحتی ها را قورت بدهی و مطمئن باش که با یک بار داد زدن تو فرزتدت معتاد نمی شود ." البته تصور نکنید که من به این وسیله داد زدن سر بچه ها را تایید می کنم ، ولی باید قبول کنیم که حتی تعلیم و تربیت هم بدون خطا امکان پذیر نیست .
از نظر سیاسی زنان می خواهند این احساس را داشته باشند که بعنوان یک مادر و بچه برای جامعه خوشایند هستند ، بسیاری از زنان نگران آینده می باشند و معتقدند که آینده روشن نیست خصوصاً با توجه به گرانی و آلودگی محیط زیست بسیاری از زنان تحصیل کرده که می خواهند همه چیز پرفکت باشد ، سئوالات زیر برایشان مطرح می شود .
1- با گرانی مهد کودک و مدرسه آیا اصلاً آنها استطاعت مالی خواهند داشت ؟
2- آیا آنها می توانند همه امکانات را برای فرزندشان فراهم کنند ؟
3- با توجه به آمار بالای طلاق بسیاری از زنان فکر می کنند، آیا آنها می توانند آنطور که باید به شوهرشان اعتماد کنند ؟
4- از همه بد تر این سئوال است که ، آیاقوانین کشوری بهنگام جدایی بطور منصفانه از من "زن" حمایت می کند ؟
ضمناً نباید فراموش کنیم که اکثر افراد جامعه ما تا زمانی که کودک خوب و با تربیت و ساکت است می گویند: " عجب بچه شیرینی " آنوقت همه چیز مرتب است ولی اگر کمی گریه کند و صدایش بلند شود ، آنوقت همه چیز مشکل می شود .
در مورد کاهش باروری در ایران علاوه بر آنچه که در بالا آمده ، خانم شهلا کاظمی پور استاد جمعیت شناسی دانشگاه معتقد است: که ایران دومین کشور آسیایی است که سریع ترین کاهش باروری را دارد ، میزان باروری زنان ایرانی در گروه های مختلف سنی حتی از کشور های توسعه یافته هم کمتر است ودلایل آن را می توان در بالا رفتن سطح آموزش ، بالا رفتن سن ازدواج ، کاهش ازدواجهای فامیلی و کاهش هم سکنایی با خانواده دانست .
نوشته : زهرا خباز بهشتی
منابع : http://www.welt.de/vermischtes/partnerschaft/article11787151/Frauen-von-heute-und-ihr
روزنامه همشهری تاریخ 19/ 10/1389
در این وبلاگ می توانید از تازه ترین اطلاعات در زمینه روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی اطلاع بیابید.